آیین سوگواری چاقچاقوی سامان؛
نوای سنگها در سوگ کربلا، آیین سنتی در شهرستان سامان چهارمحال و بختیاری

شب عاشورا در سامان، شب بیداری است. از تکیهها، حسینیهها و مساجد شهر نوای مرثیه به گوش میرسد و عزاداران پس از ساعتها سوگواری، آرامآرام راهی کوچهها و خیابانها میشوند. ساعتی از نیمهشب گذشته و دستههای عزاداری در نقاط مختلف شهر شکل گرفتهاند.
به گزارش ایرنا، در میان صدای نوحه، سنج و طبل، آوایی متفاوت شنیده میشود؛ صدای به هم خوردن سنگها و چوبهایی که با نظمی خاص در دستان عزاداران میچرخند و خبر از آغاز یکی از کهنترین آیینهای عاشورایی چهارمحال و بختیاری میدهند.
آیین «چاقچاقو» که بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد، هر سال در شب عاشورا در سامان برگزار میشود؛ آیینی که در ۲۲ فروردین سال ۱۳۹۱ با شماره ۶۲۲ در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده و امروز به عنوان یکی از شاخصترین جلوههای فرهنگ عاشورایی منطقه شناخته میشود.
ساعت از ۲ بامداد گذشته است. مردان، نوجوانان و کهنسالان در ۲ صف مقابل یکدیگر قرار میگیرند. در کوچههای باریک فاصله صفها کمتر و در خیابانهای عریضتر بیشتر میشود. هر نفر دو قطعه سنگ یا چوب در دست دارد و با آغاز نوحهخوانی، ضرباهنگ مراسم شکل میگیرد.
صدای برخورد سنگها و چوبها با ریتمی منظم در فضای شهر میپیچد. عزاداران همگام با نوحهخوان پیش میروند و با هر ضربه، اندوه واقعه عاشورا را به تصویر میکشند. نوای نی، سنج و طبل نیز بر سوز و گداز این مراسم میافزاید و فضایی میآفریند که تا سپیدهدم ادامه دارد.
آیینی با ریشه در واقعه کربلا
درباره خاستگاه آیین چاقچاقو روایتهای مختلفی نقل شده است.یکی از مشهورترین روایتها به روزهای پس از واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری بازمیگردد. بر اساس این روایت، هنگامی که طایفه بنیاسد برای دفن پیکر شهدای کربلا به محل واقعه رسیدند، برای یافتن شهدا به گروههای مختلف تقسیم شدند.
با فرارسیدن تاریکی شب، زنانی که پیکر شهدا را پیدا میکردند با کوبیدن ۲ سنگ به یکدیگر، دیگران را از محل اجساد مطهر آگاه میساختند تا همه پیکرها جمعآوری و به خاک سپرده شوند.
روایت دیگری که در میان مردم منطقه نقل میشود، رنگ و بوی نمادین دارد.
براساس این باور عامیانه، مصیبت کربلا چنان عظیم بود که حتی سنگهای دشت کربلا نیز در سوگ امام حسین(ع) و یارانش به هم میخوردند و نوای عزا سر میدادند.
هر چند این روایتها بیشتر در حافظه شفاهی مردم باقی ماندهاند، اما نشاندهنده پیوند عمیق این آیین با فرهنگ عاشورایی و ارادت مردم منطقه به خاندان اهل بیت(ع) است.
میراثی ثبتشده در فهرست آثار ملی
کارشناس میراث فرهنگی چهارمحال و بختیاری در گفتوگو با خبرنگار ایرنا میگوید: آیین چاقچاقو یکی از آثار شاخص فرهنگ عاشورایی استان است که پس از انجام پژوهشهای میدانی، مستندسازی و تهیه پرونده ثبتی، در سال ۱۳۹۱ با شماره ۶۲۲ در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسید.
فریده احمدی میافزاید: در چهارمحال و بختیاری چندین آیین مرتبط با فرهنگ عاشورا ثبت ملی شده که چاقچاقوی سامان از مهمترین آنها به شمار میرود.
به گفته احمدی، این آیین علاوه بر سامان، در گذشته در منطقه چالشتر نیز اجرا میشد و از جمله سنتهایی است که توانسته در طول سالیان متمادی اصالت خود را حفظ کند.
این کارشناس میراث فرهنگی تأکید میکند: ارزش این آیین تنها به قدمت آن محدود نمیشود، بلکه مشارکت گسترده مردم و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر، سبب شده تا همچنان به عنوان بخشی از هویت فرهنگی و مذهبی منطقه باقی بماند.
نوایی که با سنگها کامل میشود
چاقچاقو تنها یک دسته عزاداری نیست؛ موسیقی، حرکت و نوحه در این آیین در هم تنیده شدهاند.
نوحهخوان اشعار ویژهای را به زبان فارسی و ترکی میخواند و عزاداران با کوبیدن سنگها یا چوبها و پاسخهای جمعی، او را همراهی میکنند.
یکی از نوحههای مشهور این آیین با این ابیات آغاز میشود:
«امشب جناب فا… یا علی
با اضطراب و وا… یا علی
آید به دشت کر… یا علی
گوید حسین من چه شد… یا علی
نور دو عین من چه شد… یا علی
در این شیوه نوحهخوانی، بخش پایانی برخی واژهها ادا نمیشود و درست در همان لحظه، عزاداران با کوبیدن سنگها یا چوبها، وزن و آهنگ نوحه را تکمیل میکنند. پس از هر مصرع نیز جمعیت یکصدا «یا علی» میگویند.
این هماهنگی میان نوحهخوان، ضرباهنگ سنگها و پاسخ جمعی عزاداران، حال و هوایی خاص به مراسم میبخشد و احساسات عزاداران را برمیانگیزد.
در گذشته شرکتکنندگان از سنگهای صاف و صیقلی استفاده میکردند که از طبیعت و بستر رودخانهها جمعآوری میشد، اما امروزه بیشتر از قطعات چوبی استفاده میشود که به شکل ویژه تراشیده شده و حتی برای قرار گرفتن انگشتان دست، شیارهایی روی آنها تعبیه شده است.
میراثی که نسل به نسل ادامه دارد
خداوردی بهرامی سامانی، از خادمان و فعالان این آیین، میگوید: از کودکی شاهد برگزاری چاقچاقو است و اکنون در ۷۵ سالگی همچنان در این مراسم حضور دارد.
وی درباره فلسفه این آیین میافزاید: براساس آنچه از گذشته نقل شده، پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش، طایفه بنیاسد زمانی از واقعه کربلا آگاه شدند که کار از کار گذشته بود. آنان وقتی از شهادت امام و یارانش با خبر شدند ، از اینکه نتوانسته بودند به یاری فرزند پیامبر بشتابند کف افسوس زدند و اندوه خود را ابراز کردند.
بهرامی ادامه میدهد: در چاق چاقو نیز عزاداران با کوبیدن دو سنگ یا دو چوب به یکدیگر همان حس اندوه، حسرت و سوگواری را بازآفرینی می کنند.
او میافزاید: بسیاری از نوحههای مراسم از اشعار عمان سامانی، دهقان سامانی و فیضالله دربندی الهام گرفته شده و توسط نوحهخوانان باتجربه اجرا میشود.آنچه بیش از هر چیز در چاقچاقوی سامان جلب توجه میکند، حضور گسترده نوجوانان و جوانان است.
نسلی که در کنار پدران و پدربزرگان خود گام برمیدارد و آیینی چند صد ساله را میآموزد تا آن را به نسلهای بعدی منتقل کند.
سپیده صبح عاشورا آرامآرام از راه میرسد. صدای نوحهها فروکش میکند و عزاداران راهی مسجد جامع شهر میشوند تا نماز صبح را اقامه کنند. اما طنین سنگها و چوبها همچنان در کوچههای سامان باقی میماند؛ نوایی که بیش از ۲قرن است هر شب عاشورا در این شهر شنیده میشود و روایتگر ارادت مردمی است که سوگ کربلا را با زبان سنگها، چوبها و نوحههای ماندگار عاشورایی به تصویر میکشند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0